رنسانس یا نوزایی ایران، آسیای غربی و کل آفریقا در راه است
تحلیل هفتگی شنبه ها از میز دبیر کل
۲۵ مهرماه ۱۴۰۵ – ۱۷ اکتبر ۲۰۲۶
فریدون خویی
دبیرکل
آغاز عصری نوین از رفتار محترمانه رهبران، مدنیت، تفکر لیبرال دموکراتیک، اقتصاد آزاد، توسعه اقتصادی و رفاه عمومی
برای مدتهای طولانی، کشورهای غرب آسیا و آفریقا گرفتار یک تناقض دردناک و تاریخی بودهاند: سرزمینهایی که از غنیترین مناطق جهان از نظر منابع طبیعی، تمدنهای کهن، استعدادهای انسانی و ظرفیتهای اقتصادی به شمار میروند، همچنان اسیر بیکفایتی سیاسی، تعصب و تروریسم، فساد، حکومتهای نامشروع و دیکتاتوری و سوءمدیریت دهشتناک اقتصادی هستند.
با این همه، من معتقدم که یک بیداری و نوزایی بزرگ در راه است.
رنسانس ایران، آسیای غربی و آفریقا در راه است؛ و مدعیان رهبری سیاسی باید درک کنند که فلسفه وجودی دولت، فرمانروایی بر مردم نیست، بلکه خدمتگزاری به آنان است.
تحولی تازه ای در غرب آفریقا نمونهای امیدوارکننده از همان اندیشهای است که من دهههاست از آن دفاع میکنم.
بر اساس گزارش اخیر نشریه بیزینس اینسایدر آفریقا، جولیوس مادا بیو، رئیسجمهور سیرالئون، و تونی الوملو، میلیاردر و کارآفرین برجسته نیجریهای، در تلاش هستند تا سرمایهگذاریهایی به ارزش ۱۵ میلیارد دلار را برای توسعه زیرساختها، انرژی و صنایع غرب آفریقا بسیج کنند.
از میان ۱۷۰ طرح پیشنهادی، ۲۶ پروژه به ارزش بیش از ۱۰ میلیارد دلار در بیش از ده کشور برای بررسی و مذاکرات تأمین مالی انتخاب شدهاند.
این ابتکار، رهبران سیاسی، کارآفرینان، بانکها و نهادهای مالی توسعهای را گرد هم آورده تا همکاری اقتصادی منطقهای را از مرحله سخنرانی به مرحله اقدام عملی برسانند. این ارقام کوچک بیانگر طرحها و سرمایهگذاریهای پیشنهادی بسیار بزرگترین هستند و دقیقاً همان نوع تفکری است که ایران و کشورهای غرب آسیا و کل افریقا بهشدت به آن نیاز دارند.
نه یک کنفرانس دیگر درباره اختلافات مسخره مذهبی؛ نه گردهمایی دیگری از سیاستمدارانی که وعدههای توخالی میدهند؛ نه مراسم پرهزینه دیگری برای تجلیل از عظمت ملی و ادعای گهواره تمدن بودن، درحالیکه میلیونها شهروند برای تأمین غذا، مسکن، آموزش و آینده فرزندانشان نگران هستند.
بلکه گفتوگویی جدی درباره سرمایهگذاری، صنعت، کارآفرینی، زیرساخت، اشتغال، تولید ثروت و رفاه عمومی با دوستی نزدیک با آمریکا، اسراییل و اروپا دنبال شود.
زمان بیداری رهبران سیاسی و اقتصادی میهن پرست ایران و کشورهای آسیای غربی و افریقا فرا رسیده است
من از رهبران سیاسی و اقتصادی و کار آفرینان ایران و کشورهای غرب آسیا و سراسر قاره آفریقا میخواهم که از خواب غفلت بیدار شوند، واقعیتهای قدرت آمریکا، اسراییل و اروپا را باور کنند، مدنیت را بپذیرند، سکولاریسم و لیبرال دمکراتیک را سرلوحه حکومتداری قرار دهند، کتوشلوار تجاری دونالد ترامپ را بر تن کنند، زبان اقتصاد آزاد و اصول بنیانگذاران قانون اساسی آمریکا، از جمله جان آدامز، را بیاموزند و سرانجام اداره کشور و ملتسازی را در کشور خود جدی بگیرند.
منظور من از پوشیدن کتوشلوار تجاری ترامپ، پذیرش روحیه مذاکره، معامله اقتصادی، جذب سرمایه، رقابت در بازارهای جهانی، ایجاد صنایع و سنجش موفقیت بر اساس نتایج واقعی اقتصادی است، نه شعارهای ایدئولوژیک.
منظور من از اصول جان آدامز و دیگر بنیانگذاران نظام مشروطه آمریکا، حاکمیت قانون، حمایت از مالکیت خصوصی، دولت پاسخگو، آزادی فردی و ایجاد نهادهایی است که فعالیت اقتصادی و کارآفرینی را امکانپذیر میسازند.
و منظور من از سکولاریسم و دولت لیبرال دموکرات، اصلی بسیار ساده و بنیادین است:
دولت موظف است آزادی های هر شهروند را برای اعتقاد داشتن یا نداشتن به هر دین و مذهبی تضمین کند، اما هرگز نباید اجازه دهد که مقامات مذهبی قوانین، اقتصاد و سرنوشت یک ملت را تعیین کنند. دین متعلق به وجدان آزاد انسان است.
دولت متعلق و خدمتگذار به مردم است و فرصت اقتصادی باید متعلق به همه شهروندان باشد.
اینها ارزشهای انحصاری غرب نیستند؛ بلکه اصول جهانشمول کرامت انسانی و تمدن موفق بشری هستند.
درسی آموزنده از سیرالئون
به اهمیت اقدامی که رئیسجمهور بیو و تونی الوملو آغاز کردهاند توجه کنید.
غرب آفریقا از ظرفیت یک بازار مشترک با بیش از ۴۰۰ میلیون مصرفکننده برخوردار است. بااینحال، فرصتهای عظیم اقتصادی آن به دلیل دوران تاریک استعمار، ضعف زیرساختها، پراکندگی بازارها، موانع اداری، محدودیت ظرفیت صنعتی و کمبود سرمایهگذاری همچنان تحققنیافته باقی ماندهاند.
رئیسجمهور سیرالئون بهدرستی تشخیص داده است که دههها سخن گفتن درباره همگرایی منطقهای، بدون اقدام عملی، نتایج کافی به همراه نداشته است و اکنون این ابتکار میکوشد سرمایه خصوصی را مستقیماً وارد فرآیند توسعه کند.
اولویتهای مطرحشده نیز کاملاً منطقی هستند: انرژی، صنعتی شدن، مواد معدنی راهبردی، صنایع کشاورزی و تحول دیجیتال و بهبود کیفیت آموزش و پرورش در کشور.
من به رئیسجمهور بیو، آقای الوملو و همکارانشان برای آغاز این حرکت امیدوارکننده تبریک میگویم. اما تبریک باید با یک درخواست جدی همراه باشد.
میلیاردهای پیشنهادی را به سرمایهگذاری واقعی تبدیل کنید. سرمایهگذاریها را به کارخانههای فعال، نیروگاهها، جادهها، بنادر و بنگاههای تولیدی تبدیل کنید. و این بنگاهها را به میلیونها فرصت شغلی و اقتصادی برای مردم عادی پیوند دهید.
مهمتر از همه، اطمینان حاصل کنید که منافع توسعه به دست مردم میرسد، نه آنکه در جیب گروه کوچکی از صاحبان قدرت شده و ثروت ناپدید شود.
رنسانس واقعی از همینجا آغاز میشود.
ملتهای ایران و آسیای غربی و آفریقا دیگر به یک نسل وعدههای توخالی نیاز ندارند. کشورهای ما هرگز از نظر ثروت طبیعی فقیر نبوده است. قاره آسیا و آفریقا از زمینهای کشاورزی گسترده، معادن ارزشمند، منابع انرژی، مسیرهای راهبردی دریایی و جمعیتی جوان و با استعداد برخوردار است که میتواند آن را به یکی از پویاترین مناطق اقتصادی جهان تبدیل کند.
آنچه بسیاری از کشورهای آفریقایی کم داشتهاند، نه منابع و استعداد، بلکه ساختارهای قابلاعتماد حکومت مشروع نمایندگان واقعی مردم، قوه قضایی مستقل، قوانین تجاری شفاف و اسان، آموزش و پرورش مدرن و پیشرفته و کارآمد و مطابق با نیازهای روز بازارهای رقابتی و حمایت واقعی از سرمایهگذاری خصوصی بوده است.
البته این کاستیها در همه کشورهای آسیا و آفریقا یکسان نیستند. در سراسر این دو قاره، کارآفرینان، اصلاحطلبان و دولتهای مسئولیتپذیر نمونههای ارزشمندی از پیشرفت را به نمایش گذاشتهاند.
اکنون زمان آن رسیده است که این موفقیتها به قاعده تبدیل شوند، نه استثنا. آسیا و آفریقا نباید برای همیشه صرفاً تأمینکننده مواد خام کشورهای صنعتی جهان باقی بماند. چرا باید مواد معدنی صادر شوند، بدون آنکه صنایع فرآوری و تولید محصولات نهایی در همان کشورها ایجاد شوند؟
چرا محصولات کشاورزی بدون ایجاد کارخانههای صنایع مواد غذایی و زنجیرههای ارزش صادراتی به خارج فرستاده شوند؟
چرا جوانان تحصیلکرده ایرانی و آسیایی و آفریقایی مجبور باشند برای یافتن شغل مناسب سرزمین مادری خود را ترک کنند؟ چرا یک کارآفرین برای تأسیس کارخانه، ایجاد شرکت یا استخدام کارگران باید از هفتخان بوروکراسی و فساد اداری عبور کند؟ و بلاخره دلسرد و ورشکسته شود؟
هدف باید تبدیل کشورهای اسیایی و آفریقایی از صادرکنندگان مواد خام به تولیدکنندگان محصولات صنعتی، فناوریهای پیشرفته، خدمات تخصصی و مالکیت فکری باشد.
آینده باید به دست خود این ملتها ساخته شود؛ با مشارکت سرمایهگذاران بینالمللی که با حاکمیت ملی، حاکمیت قانون و منافع متقابل اقتصادی احترام میگذارند.
ایران و غرب آسیا نیز باید همین درس را بیاموزد
وضعیت ایران و غرب آسیا نیز به همان اندازه نیازمند تحول فوری است. منطقه ما از ذخایر عظیم انرژی، مسیرهای تاریخی تجارت، استعدادهای انسانی کمنظیر و برخی از کهنترین تمدنهای جهان برخوردار است. بااینحال، برای نسلهای متمادی، بخش بزرگی از منابع و امکانات ما صرف جنگهای نظامی، رقابتهای ایدئولوژیک، اختلافات مذهبی، حکومتهای اقتدارگرا و جاهطلبیهای ویرانگر سیاسی شده است.
تصور کنید اگر حتی بخشی از این منابع به دانشگاهها، بیمارستانها، صنایع مدرن، پارکهای فناوری، شبکههای حملونقل، کشاورزی و پژوهشهای علمی اختصاص یافته بود، امروز ایران و غرب آسیا در چه جایگاهی قرار داشت.
ایرانی را تصور کنید که جوانان بااستعدادش بهجای مهاجرت اجباری، برای ایجاد شرکتهای نوآور و صنایع پیشرفته تشویق شوند. عراق، سوریه، لبنان، یمن، مصر، لیبی، مراکش، سودان، سومالی، افغانستان و دیگر کشورهای گرفتار بحران را تصور کنید که از طریق صلح، سرمایهگذاری و حکومتهای پاسخگو اقتصادهای خود را بازسازی کردهاند.
کشورهای حوزه خلیج پارس را تصور کنید که با ایرانی آزاد، سکولار، دموکراتیک و مرفه همکاری میکنند تا یکی از پویاترین مناطق اقتصادی جهان را ایجاد کنند.
این رؤیایی دستنیافتنی نیست. این یک انتخاب سیاسی و اقتصادی است و
به همین دلیل است که من سالهاست از تشکیل اتحادیه غرب آسیا (West Asia Union) پشتیبانی میکنم؛ اتحادیهای مبتنی بر همکاری داوطلبانه اقتصادی، تجارت آزاد، سرمایهگذاری، توسعه زیرساختهای منطقهای، احترام متقابل و همزیستی مسالمتآمیز. چنین اتحادیهای نیازی ندارد که کشورهای عضو هویت ملی یا حاکمیت خود را واگذار کنند. تنها لازم است رهبران آنها درک کنند که رفاه و شکوفایی اقتصادی بسیار ارزشمندتر از دشمنی دائمی است.
هدف باید روشن باشد:
جایگزین کردن جنگ با توسعه، تقابل ایدئولوژیک با همکاری اقتصادی، و فقر با فرصتهای برابر برای پیشرفت. اینها بزرگترین خطری هستند که حکومتهای بیمسئولیت را تهدید میکند
دلیل دیگری نیز وجود دارد که رهبران سیاسی باید فوراً دست به اصلاحات بزنند.
در طول تاریخ، نخبگان سیاسی بارها مرتکب این اشتباه مرگبار شدهاند که تصور کردهاند ملتهایشان برای همیشه تحقیر، فقر، فساد و بیعدالتی را تحمل خواهند کرد.
اما تاریخ نشان داد که اینچنین نیست. یک حکومت ممکن است سالها با قتل و جنایت عریان صدای منتقدان را خاموش کند. ممکن است انتخابات آزاد را مسخره کند، مطبوعات را سانسور کند، مخالفان را زندانی و شکنجه کند و با شعارهای مذهبی و ملیگرایانه تقلبی از مردم اطاعت بیچونوچرا بخواهد. اما هیچ حکومتی نمیتواند برای همیشه میل انسان به کرامت، آزادی و زندگی بهتر را انکار کند.
هر فارغالتحصیل بیکار، هر پدر و مادر گرفتار فقر، هر کارآفرینی که قربانی فساد اداری میشود و هر جوانی که ناچار به ترک میهن خود میگردد، نشانهای از شکست حکومت داری نامشروع است.
هنگامی که این ناکامیها طی دههها انباشته شوند، نارضایتی عمومی قطعا به انفجاری اجتماعی تبدیل می شود.
رهبرانی که امروز در ایران از دعوت دوستانه ما به استعفا و کناره گیری سر باز میزنند و نمیگذارند ما اقتصاد کشورمان را نجات دهیم، فردا صبح از خواب بیدار می شوند و میلیونها شهروند خشمگین را در خیابانها می ببینند که خواهان پاسخگویی، عدالت و حتی انتقام هستند.
این تهدید نیست.
این هشداری است که تاریخ بارها به ما داده است. و دقیقاً به همین دلیل است که من از حکومت قانونمند، تغییرات سیاسی مسالمتآمیز، دادگستری مستقل، محاکمات عادلانه و حاکمیت قانون دفاع میکنم، نه انتقامجویی و مجازاتهای دستهجمعی.
رهبران حکومت اسلامی در ایران نباید منتظر بمانند تا خیابانها اصلاحات را به آنان تحمیل کنند. آنان باید هر چه زودتر استعفا جمعی دهند و لغو قانون اساسی جمهوری اسلامی را اعلام کنند و کنار رفته و از دولت گزار پشتیبانی کنند تا حاکمیت قانون برقرار شود و دولتی مشروع شروع به ساختن ایرانی نوین و در رونق کند.
قدرتمندترین دولتها آنهایی نیستند که مردم از آنها میترسند؛ بلکه دولتهایی هستند که مردم به آنها اعتماد دارند و برایشان احترام قائلند.
رنسانسی که من در نظر دارم با سخنرانیهای الهامبخش بهتنهایی تحقق نخواهد یافت. این تحول نیازمند برنامهای عملی، روشن و قابلاندازهگیری است.
نخست: برابری واقعی همه شهروندان در برابر قانون. هیچ سیاستمدار، فرمانده نظامی، مقام مذهبی یا میلیاردر نباید فراتر از قانون اساسی قرار گیرد.
دوم: جدایی دین از دولت. آزادی عقیده و مذهب باید تضمین شود، اما سیاستگذاری عمومی باید از طریق نهادهای مدنی پاسخگو صورت گیرد، نه احکام مذهبی.
سوم: آزادسازی اقتصاد. دولتها باید اقتصاد را از انحصارات غیرضروری، رانتخواری، روابط ویژه سیاسی و دخالتهای دستوپاگیر اداری آزاد کنند. بخش خصوصی باید موتور اصلی کارآفرینی و رقابت باشد و دولت با مقررات منطقی از رقابت سالم حمایت کند.
چهارم: سرمایهگذاری گسترده در آموزش و پرورش مدرن و رایگان بگونه برابر برای تمام ملت و توسعه علوم و فناوری. هوش مصنوعی، مهندسی، علوم کاربردی و آموزشهای فنیوحرفهای باید در اولویت قرار گیرند. جوانان ما باید برای ایجاد شرکت و تولید ثروت آموزش ببینند، نه صرفاً برای یافتن شغل دولتی.
پنجم: ایجاد محیطی امن برای سرمایهگذاری. قوانین شفاف، قراردادهای قابلاجرا، دادگاههای کارآمد، مالیاتهای معقول و حمایت معتبر از مالکیت خصوصی ضروری هستند.
ششم: همکاری اقتصادی منطقهای. کشورهای همسایه باید موانع تجاری را کاهش دهند و برای توسعه بنادر، راهآهن، شبکههای برق، ارتباطات و کریدورهای صنعتی همکاری کنند.
هفتم: تبدیل رشد اقتصادی به بهبود واقعی کیفیت زندگی مردم. اقتصاد آزاد باید فرصتهای گسترده ایجاد کند، درحالیکه نهادهای عمومی مسئولیت زیرساختهای اساسی، خدمات ضروری و حمایت از اقشار آسیبپذیر را بر عهده داشته باشند.
هشتم: دولت ها باید برنامههای عمران و توسعه ملی خود با اهداف قابلسنجش اقتصادی را با بودجه مشخص، زمانبندی روشن، شاخصهای عملکرد و پاسخگویی عمومی منتشر کنند.
هر وزیر باید بداند چه کاری باید انجام شود، تا چه زمانی، با چه هزینهای و با چه نتیجهای برای ملت و پاسخگویی شفاف.
بنگاههای اقتصادی موفق بر اساس چنین انضباطی اداره میشوند. هیچ دلیلی وجود ندارد که دولتهای ملی از همین اصول مدیریت مسئولانه معاف باشند.
از تجربه آمریکا تا فرصت تاریخی برای ایران، کشور های آسیای غربی و آفریقا
ایالات متحده آمریکا صرفاً به این دلیل به یکی از بزرگترین قدرتهای اقتصادی جهان تبدیل نشد که از هوش، منابع طبیعی یا استعداد کارآفرینی بیشتری نسبت به دیگر ملتها برخوردار بود. این کشور، با وجود بیعدالتیهای بزرگ تاریخی و کاستیهایی که همچنان وجود دارند، توانست نهادهایی ایجاد کند که فرصتهای گستردهای برای فعالیت بخش خصوصی، نوآوری فناورانه، تشکیل سرمایه و گسترش اقتصادی فراهم آوردند.
مبانی قانون اساسی، بازارهای رقابتی، دانشگاهها، کارآفرینان و دستاوردهای صنعتی آمریکا درسهای مهمی برای دیگر کشورها دارند.
تأکید امروز پرزیدنت دونالد ترامپ بر سرمایهگذاری، مذاکرات تجاری و تقویت ظرفیت صنعتی داخلی، نمونهای معاصر از یک رویکرد به سیاست اقتصادی است.
درس اصلی برای ایران و کشورهای غرب آسیا و آفریقا، تقلید کورکورانه از آمریکا نیست.
بلکه قبول آن چیزی است که موفق بوده، کنار گذاشتن سیاستهایی که شکست خوردهاند و ایجاد نهادهایی متناسب با تاریخ و شرایط هر کشور است.
ایران، کشورهای آسیای غربی و آفریقا نیازی ندارند به آمریکا یک جدیدی تبدیل شوند.
ایران نیز نیازی ندارد به یک آمریکا تبدیل شود.
اما تمام کشور ها میتوانند از نمونهها و مدلهای قانون اساسی، فرهنگ کارآفرینی، نوآوری و بازارهای رقابتی که در شکوفایی آمریکا نقش داشتهاند، بیاموزند.
هدف ما باید ساختن جوامعی باشد که در آن انسانهای بااستعداد بتوانند از طریق هوش، تلاش، خلاقیت و فعالیت اقتصادی سالم موفق شوند، نه با زد و بند و رانت و واسطه و ارتباطات سیاسی و نزدیکی به صاحبان قدرت.
ابتکاری که از سیرالئون آغاز شده، شاید در مقایسه با نیازهای عظیم اقتصادی آفریقا کوچک به نظر برسد.
اما تحولات بزرگ تاریخی اغلب با تغییر در شیوه تفکر آغاز میشوند. هنگامی که یک رئیسجمهور و یک کارآفرین برجسته کنار یکدیگر مینشینند تا درباره تأمین مالی صنایع گفتوگو کنند، نه تقسیم امتیازات سیاسی، این نشانهای امیدوارکننده است.
هنگامی که بانکها و سرمایهگذاران پروژههای واقعی زیرساختی را بررسی میکنند، نه مجموعه دیگری از بیانیههای ایدئولوژیک، این پیشرفت است. هنگامی که کشورهای همسایه بهجای دشمنی دائمی، یکدیگر را شرکای اقتصادی میبینند، آیندهای تازه در حال شکلگیری است. چالش اصلی آن است که این آغاز امیدوارکننده به نهادهای پایدار و نتایج قابلاندازهگیری تبدیل شوند.
من آیندهای را تصور میکنم که در آن ایران و کشورهای آسیای غربی و آفریقا از طریق مسیرهای تجاری پررونق، مشارکتهای صنعتی، تبادل فناوری، شبکههای حملونقل مدرن و سرمایهگذاریهای متقابل به یکدیگر متصل شدهاند.
آیندهای که در آن جوانان لاگوس، فریتاون، تهران، بغداد، دبی، نایروبی و ژوهانسبورگ بتوانند بدون ترک سرزمین مادری خود، شرکتهایی با قدرت رقابت جهانی تأسیس کنند.
آیندهای که در آن دولتها برای ارائه آموزش بهتر، زیرساختهای پیشرفتهتر، فساد کمتر، آزادی بیشتر و محیط جذابتر برای سرمایهگذاری با یکدیگر رقابت کنند. آیندهای که در آن عظمت کشورها نه با تعداد موشکها، اندازه دستگاههای امنیتی یا شدت شعارهای ایدئولوژیک، بلکه با میزان رفاه اجتماعی و اقتصادی، آزادی، سلامت و خوشبختی شهروندانشان سنجیده شود.
این همان رنسانسی است که من آرزوی تحقق آن را دارم.
پیام من به رهبران ایران و آسیای غربی و آفریقا
خانمها و آقایان!
دوران بهانهتراشی و فرار از مسئولیت تاریخی باید پایان یابد. کشورهای ما و شما سرشار از امکانات هستند. مردم شما باهوش، سختکوش و بلندپروازند.
نسل جوان شما با جهان ارتباط دارد و بیش از هر زمان دیگری حاضر نیست فقر و سرکوب را بهعنوان سرنوشت ابدی خود بپذیرد. دیگر با حکومت همچون ارثیه شخصی رفتار نکنید. دیگر خزانه ملی را حساب بانکی خصوصی خود ندانید. دیگر شهروندان را رعایای خود تصور نکنید که تنها وظیفهشان اطاعت است.
کتوشلوار تجارت و سازندگی بر تن کنید.
اقتصادهای خود را آزاد کنید. از کارآفرینان استقبال کنید. از آزادی حمایت کنید.
به قانون احترام بگذارید و از سر راه کارآفرینان کنار روید تا ما
کارخانه، دانشگاه، بیمارستان و شهرهای مدرن بسازیم. و مهمتر از همه، به یاد داشته باشید که ثروت واقعی یک ملت در زیر خاک آن دفن نشده است.
ثروت واقعی ملتها در اندیشه، استعداد، بلندپروازی و آزادی مردم آنها نهفته است.
من برای رئیسجمهور جولیوس مادا بیو و آقای تونی الوملو آرزوی موفقیت دارم و امیدوارم این ابتکار مهم به نتایج عملی و ماندگار منجر شود.
امیدوارم این حرکت الهامبخش رهبران سراسر آفریقا و غرب آسیا باشد تا سیاست تقابل را با اقتصاد همکاری جایگزین کنند.
امیدوارم ثابت کند که کارآفرینی خصوصی، حکومت پاسخگو و مشارکت منطقهای میتوانند دستاوردهایی داشته باشند که دههها سخنرانی سیاسی از تحقق آنها عاجز بودهاند. و امیدوارم نسلهای آینده، این دوران را نهفقط بهخاطر جنگها، دیکتاتوریها و فرصتهای ازدسترفته، بلکه بهعنوان لحظهای تاریخی به یاد آورند که نسل تازهای از رهبران سرانجام صلح، آزادی، توسعه و رفاه را انتخاب کردند.
رنسانس آسیا و آفریقا مسئله تقدیر و سرنوشت نیست؛ مسئله رهبری، نهادهای کارآمد، شجاعت و اراده سیاسی است.
بیایید به جنگها پایان دهیم، سیاست نفرت و دشمنی را کنار بگذاریم و توسعه، سازندگی و رفاه عمومی را جایگزین آن کنیم.
بیایید بهجای ساختن ارتشهایی برای نابودی یکدیگر، اقتصادهایی بسازیم که ملتهایمان را به رفاه و خوشبختی برسانند.
و بیایید به جهانیان نشان دهیم که آسیا و آفریقا نه سرزمینهای محکوم به فقر و عقبماندگی و جنگ و تروریسم، بلکه زادگاه تمدنهایی هستند که میتوانند بار دیگر در ساختن آینده بشریت پیشگام شوند.
با مهر ابدی
فریدون خویی
دبیر کل